محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
55
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
قنديل را اصلا حركت نبايد داد و ما بين پايهء چراغدان و ظرف تحت او چيزى بايد گذاشت كه پايهء او به عرقِ جمع گشته ملاقات ننمايند ، مثل سنگ صلب و شيشه و نعلبكىِ چينى كه منكوس گذارند ، و هرگاه قنديل شيشه به هم نرسد كاسهء چينى را نيز مىتوان تعبيه نمود و اگر قنديل ضخامت نداشته باشد و تاب شعله نياورد ، بيرون او را به گل حكمت بايد گرفت و چون [ عرق ] مجتمعْ مخلوط به دوده مىگردد و هرگاه خواهند كه رفع سياهى او شود عرق مذكور را در قرع كوچكى موافق مقدار عرق بايد كرد كه ثلث و ربع او را مملو سازد بايد گذرِ انبيق را مستحكم نموده به آتش خاكستر دار بسيار نرمى تقطير كنند و اين از تصرفات حقير است . دستور گرفتن عرق كه مسمى به ماء الحيات : كه از مخترعات حقير است و در جميع منافع بهتر از شربت شير است و مسكر نيست ؛ چه در تركيب آن مراعات بليغ شده كه مانند شراب ، تغذيه و تقويت باه و تقويت اعضاى رئيسه و قوت هاضمه و ساير قوتهاى طبيعى و حيوانى و نفسانى نمايند و با قوت ترياقيه باشد ، و مفتّح و مفرّح و مدرّ و جالى و ملطّف و منوّم و مشهّى و مسكّن عطش ، بالخاصية در جميع امزجه است و به حرارت و يبوست شراب نيست و در رفع اكثر علل احشاء ، بىعديل و قوى التّأثير است و بر واقفان امزجه و خواص ادويه و قدر شناسان ، مقدار شربت اجزاء و حسن تركيب و مستخرجان ارواح لطيفهء عقاقير از احشاء كثيفه و دانايان مصلحات شريفه ، ترتيب آثار مذكورهء آن مخفى نخواهد بود . سنجد و زردك ، هر يك دو من شاه بعد از طبخ بليغ با دو من شكر و صندل سفيدِ رنده كرده ، گل سرخ ، گاو زبان ، بادرنجبويه ، رازيانه ، دارچينى ، كبابه ، سعد - كه به تركى طپلاق گويند - ، بهار نارنج و گل سنجد ، هر يك صد و پنجاه مثقال و برگ و پوست ترنج - اگر نباشد نارنجك شيرازى و الّا برگ و پوست نارنج ، سيصد مثقال - ، جوزبوا ، مو - كه ريشه و الا گويند - ، سنبل الطيب ، و هيل و بسباسه ، هر يك هفتاد و پنج مثقال نيم كوب كرده اضافه نمايند ؛ سواى برگ نارنج كه روزى كه عرق كشند بايد كوبيده و مخلوط نمود مع علف هندى از چهل مثقال تا هفتاد مثقال و مجموع آب تا شش من بايد آنچه زردك جوشانيده تا ترش متعفن نشود ، پس در خُمى هر روز مكرر بر هم زنند تا مانع جوشيدن آن گردد و در هواى گرم تا هفت روز بگذارند و در هواى سرد تا ده روز و هر چند كم آب